سفارش تبلیغ
صبا

پاراچنار را دریابید!

یکشنبه 87 اسفند 11 ساعت 5:25 عصر

مدتی بود که به دلایل موجه قادر به بروز رسانی وبلاگم نبودم در عوض با دست پر آمدم...

این روزها که اخباری جسته و گریخته درباره شیعیان پاراچنار به گوش می رسد که حقیقتا دل هر مسلمان شیعه و فراتر ازآن هر انسانی را به درد می آورد مطلب زیر را از سایت معتبر http://www.abna.ir عینا برای شما نقل می کنم امیدورارم به کوری چشم دشمنان هر چه سریع تر پرچم شیعه در جهان عالم گیر شود. ان شاء الله

واقعیت های پاراچنار

اشاره: برخی سایت های محترم اخیرا برخی خبرهای قدیمی را در مورد پاراچنار منتشر کرده اند که نفس عمل که عده ای درد شیعیان را درد خود می دانند درخور تقدیر است و حد اقل نتیجه مثبت آن معرفی منطقه شیعه نشین پاراچنار و مظلومیت آن به شیعیان سراسر ایران است ولی اگر این خبر ها به موقع نباشد ممکن است نتائج معکوسی داشته باشد و ممکن است باعث تشویق دشمنان تشیع به اقدامات دیگر علیه شیعیان شود و همچنین ممکن است اگر در آینده اتفاقاتی در این منطقه روی دهد کاربران محترم به دیده شک و تردید به آن بنگرند. این درست است که بیش از 40 نفر از مردان شیعه را سر بریدند و جمعا بیش از 20 نفر را قطعه قطعه کردند و تعدادی را در آتش سوزاندند اما این وقائع قبل از ماه رمضان سال گذشته هجری قمری بوده است و از آن به بعد مسائل دیگری روی داده است. در عاشورا منطقه هنگو – در یکصد کیلومتری شرق پاراچنار - را ناآرام کرده بودند و 18 نفر را شهید کردند اما دشمنان در آنجا نیز در برابر شیعیان شکست خوردند. چه خوب است که مسئولان این سایت ها که علاقمندند اوضاع شیعیان پاراچنار و اطراف را پوشش دهند بر موثق بودن منابع خبرشان تاکید فرمایند. در اینجا برای تشریح اوضاع دو ساله پاراچنار مطلبی تحت عنوان واقعیت های پاراچنار خدمت مسئولان و به تبع کاربران این سایت ها تقدیم می گردد:

 

نویسنده: علی محمد رحمانی
اولین بار که کلمه غزه برای پاراچنار به کار گرفته شد در فروردین سال جاری (87) بوده که خبرگزاری اهل بیت (ع) (www.abna.ir) گزارشی در مورد این منطقه منتشر کرد و عنوان این گزارش «"غزه شیعی" در پاکستان؛ کودکان شیعه میمیرند ...» بود که در آن از ادامه محاصره منطقه توسط دشمنان شیعه و نبود مواد غذایی و دارویی و وضعیت نامطلوب بیماران و مرگ ومیر کودکان گزارش داده شده بود و البته بارها در این خبرگزاری از مشکلات این منطقه با عناوینی مانند «فاجعه انسانی در پاراچنار» گزارش هایی منتشر شد.


این جنگ به صورت متناوب تا 19 ماه طول کشید و محاصره مطلق نیز در حدود 10 ماه به طول انجامید و این جنگ در حدود دو ماه قبل با پیروزی شیعیان به پایان رسید که البته وضعیت نه جنگ و نه صلح در این منطقه حکمفرما است اگرچه راههای این منطقه از دو ماه باز بوده و محاصره شکسته شده است ولی در روزهای اخیر در دو حمله مختلف یک نفر از شیعیان در راه پیشاور به پاراچنار به دست وهابیان به شهادت رسیده و 5 نفر ربوده شده اند که البته شیعیان نیز برای پیشگیری از کشته شدن افراد ربوده شده عده ای را از از طرف مقابل گروگان گرفته اند. با این حال راههای منتهی به شهر های مختلف دوباره بسته شده است ولی فعلا درگیری وجود ندارد.


پاراچنار کجا است:


پاراچنار که آن را برخی بهشت روی زمین (Heaven on the Earth) نیز خوانده اند منطقه زیبا و سرسبز و پر آب است که در شمال غرب پاکستان، در دامنه کوه سفید یا سفید کوه قرار دارد. این شهر شیعه نشین مرکز شهرستان کرُم است که آن را وادی کرم هم می نامند. در سه طرف این منطقه سه استان افغانستان یعنی ننگرهار و پکتیا و خوست قرار دارند و در جنوب شرق آن منطقه ناآرام وزیرستان شمالی و در سمت شمال شرق آن هم منطقه اورکزئی ایجنسی است و درشرق کرم شهرستان هنگو قرار گرفته است.


کرم از شهر تل در شهرستان هنگو در حدود 20 کیلومتر فاصله دارد در حالی که شهر پاراچنار از این منطقه در حدود 70 کیلومتر بعد مسیر دارد. شهر پیشاور مرکرکز ایالت سرحد شمال غربی (یا ایالت پختونخوا) در حدود 200 کیلومتر فاصله دارد.


مساحت کرم ایجنسی 3310 کیلومتر مربع و جمعیت آن با بخش های آزاد شمال شرقی در حدود 800 هزار نفر است که جمعیت شیعیان در این منطقه درحدود 500 هزار نفر است.


این منطقه از سال 1961 هر ده سال یک بار ناآرام شده که این موضوع باعث می شود تلاشهای ده ساله مردم در این مدت نابود شود و فقر بار دیگر به خانه های مردم راه پیدا کند اما در چند سال اخیر این فاصله زمانی کاهش یافته است.


آخرین جنگ ضد شیعی در این منطقه با توهین ناصبیان ساکن شهر پارچنار به حامی پیامبر (ص) حضرت ابوطالب علیه السلام در سال 1996 صورت گرفت. آنها در سطح گسترده و در مناطق اکثریتی شیعه این توهین ها را ادامه دادند و به دنبال آن از مناره مسجدی که شیعیان در اختیارشان گذاشته اند، به شیعیان تیراندازی کردنده و این درگیری در حدود دوهفته به درازا کشید و همزمان با سقوط کابل توسط طالبان (!؟) متوقف شد. گفته می شود که این درگیری ها با اهداف استرات‍ژیک از سوی نیروهای دولتی پاکستان راه افتاده بود.


بعد از سال 2001 و سقوط طالبان در افغانستان آرامش در منطقه برقرار بود ولی بعد از تشکیل دولت گروههای مذهبی پاکستانی در ایالت سرحد طالبان در پاکستان نیز فعال شدند و در ‍ژانویه سال 2007 میلادی فرماندار کرم ایجنسی در حین انتفال از این منطقه در مصاحبه ای گفت که «نقشه پاراچنار در سال 2007 تغییر اساسی خواهد کرد» و به دنبال آن در ماه مارس منطقه با آفت آسمانی روبرو شد و سیل بنیان کن به روستاهای اطراف شهر زیانهای زیادی وارد کرد و این امر باعث شد که مقامات ارشد مناطق قبائلی از جمله حکمران ایالت سرحد «علی محمد جان اورکزئی» (که در نزد شیعیان به فرمانده طالبان شهرت یافته) به این منطقه آمد و در حین مصاحبه تلویزیون در دهستان شلوزان اظهار داشت که «این آفت زیاد مهم نیست و آفتی که به زودی به این منطقه روی خواهد آورد خیلی ویرانگرتر و مخرب تر خواهد بود».


همزمان با این افاضات اینچنینی مقامات دولتی کاروان های تروریستهای طالبان نیز اولین بار عبور از این منطقه به سمت افغانستان را آغاز کردند و آنها مسلح با دهها خودرو به این منطقه می آمدند و به درون افغانستان رفته و بر می گشتند که این امر باعث نگرانی مردم شد و به دولت شکایت کردند اما دولتمردان می گفتند که اینها به دستورا مقامات ارشد به این سو می آیند و ما نمی توانیم آنها را از این کار منع کنیم بهر حال این روند ادامه یافت. و در همین روزها انجمن سنی های محلی پاراچنار نیز به دست تروریستها افتاد و یکی از همکاران نزدیک طالبان و القاعده به نام «عید نظر» به عنوان رئیس این انجمن انتخاب شد و در همان روز اول انتخاب خود اعلام کرد که «اگر مرا یزید نظر بخوانید مناسب تر خواهد بود و اگر کسی می خواهد قاتل امام حسین (ع) را ببیند بیاید و مرا ببیند».


در محرم آن سال شیعیان مانند هر سال در روز عاشورا به عزاداری پرداختتند و شعار «زنده باد حسینیت و مرده باد یزیدیت» را سر دادند که هر سال البته اعتراض برخی باصطلاح سنی ها را بر می انگیخت ولی اهل سنت واقعی با توجه به روایات موجود در مورد مذمت یزید عکس العملی را نشان نمی دادند  و هر سال عده ای از جوانان شیعه به زندان می افتادند ولی در این سال اعتراضات را هدایت افراطیون تروریست به اندازه ای شدید بود که دولت 28 نفراز جوانان شیعه را دستگیر و به شهر بنون در جنوب ایالت سرحد انتقال داد که البته این افراد بعد از مدتی آزاد شدند محرم که تمام شد این تروریستها خود را برای راهپیمایی روز 12 ربیع الاول آماده کردند – به عنوان میلاد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و در حالی که عامه سنی های دیوبندی برگزاری روز میلاد را حرام می دانند و همه سنی های منطقه از فرقه دیوبندی به عنوان شاخه ای از حنفی ها، پیروی می کنند و فقط با هدف مقابله با شیعیان این مراسم را برگزار می کنند و هر سال نیز در این مراسم و راهپیمائی شعار های تحریک کننده ای را سر می دهند – در ربیع الاول 1428 شعار های جدیدی را سردادند و به امام حسین علیه السلام توهین کردند و گفتند «یزیدیت زنده باد – حسینیت مرده باد» و شعارهای تند دیگری نیز سردادند که در نتیجه شیعیان به دولت شکایت کردند ولی دولت هیچ اقدامی نکرد تا در روز 17 ربیع الاول که مراسم هفته وحدت در حسینیه مرکزی پاراچنار با حضور علمای سنی در جریان بود 25 الی 30 نفر از جوانان غیر مسلح شیعه که از عدم برخورد دولت با عاملان توهین به اهل بیت علیهم السلام خشمگین بودند به سمت مسجد وهابیون حرکت کردند ولی به محض این که به نزدیکی مسجد رسیدند با تیراندازی شدید وهابیان و شبه نظامیان دولتی – که از عمدتا از مناطق غیر شیعی هستند و تعصب وی‍ژه ای با شیعیان دارند – روبرو شدند و 4 نفر در جا شهید شدند و تروریستهای مستقر در مسجد حسینیه را نیز هدف سلاحهای نیمه سنگین قرار دادند  و جنگ شروع شد که این جنگ از روز هفدهم ربیع الاول (جمعه) تا جمعه بعدی ادامه یافت و در این جنگ در حدود 75 نفر از شیعیان شهید شدند که این تعداد شامل یازده نفر زندانی نیز می شود که از زندان شهرک سنی نشین صده – با تبانی مقامات دولتی – ربوده شدند و سر بریده شدند. و البته تروریستها در شهر پاراچنار شکست خوردند ولی گلوله باران شهر از قرار گاه شبه نظامیان دولتی – وابسته به ارتش – در طول جنگ ادامه یافت.


بعد از جنگ طرفین با وساطت دولت نشستند و آتش بس اعلام شد و راهها باز شد ولی توهین به شیعیان در بین راه ادامه یافت. در این مدت در کوهات و هنگو و سایر مناطق چندین نفر از شیعیان پاراچناری که در پلیس و نیروهای انتظامی خدمت می کردند توسط تروریستهای یزیدی به شهادت رسیدند. یک نفر از پرسنل نیروهای شبه نظامی شیعه مستقر در وزیرستان جنوبی توسط تروریستها ذبح شد و تروریستها سی دی ذبح این شهید را تکثیر کردند و در اینترنت نیز تصاویر این اقدام وحشیانه و غیرانسانی قرار داده شد. در ماه آگوست 2007 در شهر پاراچنار شیعیان با یک حمله انتحاری تروریستی روبرو شدند که بر اثر این حمله 14 نفر از جمله زنان و کودکان به شهادت رسیدند.


شیعیان باز هم صبر و شکیبایی پیشه کردند و بازهم از دولت خواستند که به حکم وظیفه اقدام کند و هیچگاه نخواستند افراد بیگناه را بگیرند و اینگونه ناجوانمردانه انتقام بگیرند و این آتش بس کجدار و مریز تا نوامبر ادامه یافت. در ماه نوامبر تروریستها یک سرباز شیعه رد در شهرک دوآبه در شهرستان هنگو سر بریدند  که این عمل تروریستها خشم شیعیان را دو چندان کرد و عده ای از شیعیان 3 نفر از تروریستها را گرفتند و یک نفر از آنها را به هلاکت رساندند و دو نفر دیگر را آزاد کردند و در این مدت دولت هیچ عکس العملی را در راستای ایجاد امنیت از خود نشان نداد. در روز 15 نوامبر 3 نفر از طرف مقابل در یک درگیری فیمابین اهل سنت – بر سر موضوعات ناموسی – مجروح شدند و این چیزی بود که همه از آن اطلاع داشتند اما انجمن فاروقیه اعلام کرد که سنی ها نباید مغازه هایشان را باز کنند و باید همه سنگر بگیرند و آنها شیعیان را متهم کردند که این سه نفر را زخمی کردند و در هنگامه ظهر 16 نوامبر تیراندازی به سوی شیعیان شروع شد. لازم به ذکر است که در جنگ نوامبر 500 نفر از اعضاء القاعده  در مسجد وهابیون مخفی شده بودند که همه آنها در این جنگ کشته شدند و اجسادشان در منطقه نظامی در یک گور دستجمعی به خاک سپرده شد و اجساد برخی از رهبران سرشناس آنها را ارتش به اسلام اباد انتقال داد و در جنگ نوامبر نیز تعداد خیلی بیشتری از اعضاء القاعده و گروهکهای تروریستهی داخلی پاکستان و کشمیر – که در آوریل 2007 تهدید کرده بودند که انتقام این جنگ را از شیعیان خواهند گرفت – به پاراچنار آمده بودند که بازهم محل استقرار شان مسجد وهابیون یزیدی بود.


این درگیری ها در شهر تا یک ماه و نیم طول کشید و البته در شهر بازهم از همان قرارگاه کذایی مورد حمله می گرفت. مخالفین در این درگیری ها در شهر تارو مار شدند و در یک مورد صدها تن از اعضاء القاعده در  در یک فرصت مناسب در مسجد وهابیون توسط ارتش کشته شدند و البته جنگ در سایر مناطق ادامه یافت و تا اواخر  دسامبر 2007 در این شهر حکومت نظامی بود و در این ایام ارتش نیز دریک مورد 4 نفر از شیعیان را هدف قرار داد و به شهادت رساند. در اواخر ماه دسامبر که اوضاع قدری آرام شده بود و کاندیداهای مجلس تجمعات خود را آغاز کرده بودند تروریستهای یزیدی در همان محل قبلی – عیدگاه مارکت – بمب گذاشتند که باعث شهادت 64 نفر شد. اگرچه در ابتدا این تعداد 46 نفر اعلام شده بود. بعد از آن هم درگیریهای متناوب در مناطق مختلف ادامه یافت البته بازهم حکومت نظامی بود تا در قبل از محرم که دیگر مخالفین بطور کامل از شهر بیرون رفته بودند و زنان و کودکانشان را شیعیان در پناه خود به دولت تحویل داده بودند، حکومت نظامی برداشته شد و از آن به بعد درگیری ها در سایر مناطق به صورت متناوب ادامه داشت ولی محاصره روز به روز تقویت می شد و در چند مورد نیز کسانی که در پناه ارتش خواستند از شهر به مناطق دیگر بروند مورد حمله قرار گرفتند و حتی تروریستها آمبولانسها را نیز هدف قرار دادند. درهمین ایام بود که اجلاس مشترک برای مبادله اسراء تشکیل شد و شیعیان 30 نفر اسیر را زنده تحویل دادند و یزیدیان برسم یزیدی خود 4 جسد قطعه قطعه شده و 6 نفر مجروح را تحویل شیعیان دادند. و این جنگ بظاهر پایان یافت البته در منطقه پیوار دی نزدیکی مرز افغانستان درگیری ها ادامه یافت و بعد از مدتی در شلوزان نیز درگیریهایی اتفاق افتاد ولی دولت اعلام کرد که راهها باز است و باید کاروان های مواد غذایی و سوخت به شهر وارد شوند و فرمانده شبه نظامیان «کلنل مجید» به شیعیان اطمینان داد که از کاروان محافظت خواهد کرد و روز بعد این کاروان در حالی از پیشاور راه افتاد که یکی از معاونین فرماندار منطقه «عطاء الرحمن» شب قبل از آن 35 نفر از قاتلان حرفه ای و طالبان تروریست را از زندان شهر صده آزاد و مسلح و مآمور کرده بود که نگذارند کاروان وارد منطقه شود.


بهرحال کاروان سوخت و مواد غذایی تقریبا با 30 دستگاه کامیون در نزدیکی شهرک سنی نشین صده توقیف شد و نیروهای محافظ به جای مقابله با تروریستها رانندگان شیعه را در پناه تروریستها گذاشتند و محل را ترک کردند البته  13 کامیون از این مهلکه جان سالم بدر بردند و بدون توجه به تهدیدات خود را با سرعت تمام به مناطق شیعه نشین رساندند. 20 نفر از جمله رانندگان و کمک رانندگان و چند نفر از مسافرینی که خواسته بودند از این موقعیت استفاده کنند و به شهر وارد شوند، به دست تروریستها افتادند که 6 نفر را زنده زنده در آتش سوزاندند و 8 نفر را قطعه قطعه کردند و یک نفر که مستبصر بوده با تظاهر به سنی بودن خود را رهانید و 5 نفر دیگر از محبس فرار کردند. البته در خبر نخست همه مطبوعات پاکستان نیز نوشتند و شیعیان پاراچنار نیز اعتقاد داشتند که همه 20 نفر اسیر شیعه در آتش سوزانده شده اند ابنا نیز این خبر را با جزئیات مربوطه تحت عنوان « نواصب جدید 20 شیعه را زنده زنده در آتش سوزاندند! »  منتشر کرد. به دنبال این قضایا درگیریها در پیوار تشدید شد و البته شیعیان نیز در صدد برآمدند که با استمداد از دولت کار تروریستها را یکسره کنند اما در همین ایام کلنل مجید و عطاء الرحمن شیطنت دیگری را اندیشیدند تا توجه شیعیان را از این موضوع منحرف سازند. آنها 44 نفر از سربازان شبه نظامی را با سلاح و مهمات و مواد غذایی به سمت پیوار روانه کردند و به شیعیان پیوار اطلاع دادند که این سربازان سنی می خواهند سلاح و مهمات و مواد غذائیی را به دشمنان شیعه در مرز افغانستان برسانند. و نظر آنها این بود که شیعیان این افراد را بکشند تا به عنوان شورشگر معرفی شوند و بهانه ای برای عملیات نظامی ارتش علیه شیعیان به دست آید. شیعیان این افراد را گرفتند اما با وساطت حجت الاسلام و السلمین سید علی حسینی (فرزند رهبر شهید شیعیان پاکستان علامه سیدعارف حسین حسینی (رض)) که برای تبلیغ به پاراچنار رفته بودند، آنها را آزاد کردند و خود ایشان برای تشریح اوضاع پاراچنار به شهر های دیگر رفتند و وقتی برگشتند در همان روستا هدف راکت یزیدیان قرار گرفتند و در حالی که 4 زن و کودک میزبان ایشان به شهادت رسیده بودند ایشان به شدت مجروح شدند. 


بعد از این قضیه شیعیان به دولت مراجعه کردند و خواستار دستگیری قاتلان رانندگان و توقف حملات وهابیان به پیوار شدند اما دولت آنها را تهدید به اقدامات تلافی جویانه در قبال آنچه که ربودن نیروهای دولتی می خواندند، نمودند. و حملات با شدت تمام ادامه یافت و محاصره منطقه نیز شدت بیشتری یافت. این وضعیت البته باعث شد که لشکرهای بیشتری از طالبان و القاعده به منطقه جنوب شرق کرم ایجنسی روی بیاورند زیرا آنها فکر می کردند که شیعیان دیگر توان مقاومت ندارند و در پیشاور و شهرهای دیگر شائع کرده بودند که قرار است با یکصد هزار نیرو به این منطقه یورش ببرند و این امر باعث خشم شیعیان شده بود بنا براین به مدت 20 روز متوالی به مواضع افراطیون حملات منسجمی انجام دادند و بسیاری از مواضعشان را منهدم کردند مواضع خود را مستحکم کردند زیرا احتمال این حمله بهرحال وجود داشت اما از این حمله خبری نشد و در 10 روز قبل از ماه رمضان سال 1429 (اواخر ماه آگوست 2008) شیعیان به احترام رمضان آتش بس یکجانبه اعلام کردند البته در عین حال مواضع خود را ترک نکردند طالبان و القاعده و افراطیون محلی باز هم با تصور این که «اعلام آتش بس» نشانه ضعف شیعیان است، و باز هم به حملات خود ادامه دادند و اوضاع تغییر نکرد در این میان چند نفر را از جوانان شیعه به شهادت رساندند که این امرباعث خیزش همه جانبه شیعیان شد و حملات شدیدی به مواضع افراطیون آغاز گردید و در که این حملات بیش از یک ماه طول کشید. مخالفین با گشت و گذار در مناطق سنی نشین جهاد علیه شیعیان  را اعلام می کردند و با شایعات گوناگون نیروها را بسیج می کردند   و دولت هم که وجود حکومتی نداشته و ندارد.


این جنگ باعث شد که تقریبا تمامی پایگاههای شرارت نابود شود و درگیری ها پایان یافت و در پیوار نیز شیعیان پایگاه شرارت را که در روستایی مجاور ایجاد شده بود، نابود کردند و آنگاه دولت مجبور شد که مذاکرات را اداره کند و این مذاکرات به آتش بس انجامید ولی راهها بسته ماند ولی شیعیان بالاخره با توجه به شکست فاحش تروریستها حصر منطقه را شکستند  ولی در همین حال ربودن و کشتن شیعیان از شهرهای دیگر ادامه یافت و در پیشاور یک حمله انتحاری صورت گرفت که در این حمله بیش از 20 نفر به شهادت رسیدند و به دنبال آن یک روحانی و اندیشمند شیعه که رئیس دانشکده تربیت معلم بود در جمرود به شهادت رسید  و چند نفر دیگر نیز ربوده شدند و تروریستها عده ای را با اخذ باصطلاح غرامت آزاد کردند و چند نفر دیگر هنوز در اختیار وهابیان هستند. در یک مورد دیگر آنها به یک خودروی شیعیان پاراچنار در منطقه هنگو تیر اندازی کردند که بر اثر آن 2 نفر شهید شدند و 3 نفر ربوده شدند و یک هفته پیش نیز در ورودی کرم ایجنسی به یک خودرو تیراندازی کردند و یک نفر را شهید و 3 نفر را ربودند در حالی که یک روز قبل از آن نیز آنها دو نفر را ربوده بودند که در مقابل شیعیان نیز عده ای از تروریستها را به اسارت گرفتند و راهها باردیکر بسته شد و مذاکرات با وساطت دولت ادامه دارد و طالبان گفته اند که ربودن شیعیان کار آنها نبوده است.


آنچه مسلم است در حال حاضر جنگ آنچنان که برخی سایت ها مطرح کرده اند وجود ندارد ولی بیکاری و مسائل دیگر وجود دارد و مقاله ای نیز در این خصوص منتشر شده است که وضعیت کنونی شیعیان پاراچنار در آن شرح داده شده است.

آنچه مسلم است جنگ علیه شیعیان در سراسر دنیا با هدف سرکوب منطق شیعی صورت می گیرد و ادامه خواهد داشت تا زمانی که منطق بتواند عدم کارآیی وحشی گری و کشتار و خشونت را به اثبات برساند و مسلمانان به صورت جمعی منطق را داور خویش قرار دهد و همگان بدون توجه به توطئه های دشمنان از جمله صهیونیسم و لیبرالیسم جهانی و با ژشت سر نهادن جزم

گرایی عاری از عقلانیت دین را آنگونه که هست ببینند. این جنگ تا آن روز ادامه دارد و پاراچنار نیز یکی از صحنه های این جنگ و مظلومیت شیعیانی است که از سوی سرکوبگران منطق شیعی در این نقطه از جهان هدف قرار می گیرند.



  • کلمات کلیدی : شیعه، پاراچنار، مظلومیت
  • نوشته شده توسط : ع.ر.ه | نظرات دیگران [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    معضلی به نام موسیقی
    [عناوین آرشیوشده]